عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

165

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

مگر بر فرو شكسته دلان و تيمار داران . الَّذِينَ يَظُنُّونَ - ايشان كه بىگمان ميدانند أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ كه ايشان با خداوند خويش هام ديدار خواهند بود و او را خواهند ديد ، وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ و بى گمان ميدانند كه ايشان با وى خواهند گشت . يا بَنِي إِسْرائِيلَ - اى فرزندان يعقوب اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ ياد كنيد نواخت و نيكويى من الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ - آن نيكويى كه با شما كردم و نواخت كه بر شما نهادم ، وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ - شما را افزونى و بيشى دادم بر جهانيان روزگار شما . وَ اتَّقُوا يَوْماً - و پرهيز كنيد از بدروزى ، لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً كه بسنده نبود و به كار نايد كس كس را به هيچ چيز ، وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ - و از هيچ تن نپذيرند شفاعت شفيعى ، وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ - و از هيچ تن فداى نستانند و وى را باز نفروشند ، وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ - و ايشان را بر اللَّه يارى ندهند . النوبة الثانية قوله تعالى يا بَنِي إِسْرائِيلَ - ابتداى قصه بنى اسرائيل است و سخن با ايشان پس از هجرت است . در روزگار مقام مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمدينه . اول منتهاى خود و نواختهاى خود و ريشان ياد كرد آن گه گله‌ها از ايشان در پيوست ، و در همه حجت الزام كرد و تاوان بيان كرد ، و بتهديد مهر كرد يا بَنِي إِسْرائِيلَ - مردان و زنان را ميگويد همچنانك يا بَنِي آدَمَ ذكر پسران و دختران در آن داخل‌اند ، و عرب بسيار گويد - و اخوانى - و بدين مردان و زنان خواهد و اسرائيل نام يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم . است و پنج كس را از پيغمبران در قرآن هر يكى دو نام است محمد و احمد ، و الياس و الياسين ، و يونس و ذو النون ، و عيسى و مسيح ، و يعقوب و اسرائيل ، و در قرآن شش جاى ايشان را به اين ندا باز ميخواند و اصل ايشان دوازده